صفحه اول اخبار مقالات رويداد ها مصاحبه حوادث ویژه پيوندها
جمعه 7 شهريور 1393
RSS بازديد :
 
تبليغات
کتاب مديريت ريسک خشکسالي
 
ضرورت بازنگري در مديريت بحران زلزله در ايران

نويسنده : حمزه مؤيدي نژاد

نام ايران هميشه در فهرست زلزله هاي مخرب و پرتلفات ثبت گرديده است. از دلايل عمده بالا بودن تلفات در زلزله هاي کشور به عدم آموزش و اطلاع رساني عمومي، عدم وجود يك سازمان و سيستم مستقل مسؤول بحرانهاي طبيعي، عدم ثبت و مديريت اطلاعات زلزله هاي گذشته، عدم رعايت ضوابط و معيارهاي مربوطه، اولويتهاي نامناسب در برنامه هاي مقابله با زلزله و سرمايه گذاري ناچيز و ... اشاره نمود.
*) مقدمه:
ايران هميشه بعنوان يك سرزمين لرزه خيز شناخته شده است. بخش عمده اي از اطلاعات زلزله هاي گذشته ايران از کتابها و سفرنامه هاي قديمي اين مرز و بوم استخراج گرديده است. کارشناسان داخلي و خارجي مطالعات متعددي را در لرزه خيزي و تكتونيك ايران انجام داده اند، ليكن وجود نام ايران در فهرست زلزله هاي بسيار مخرب و پرتلفات و ادامه آن در قرن بيست و يكم بسيار جاي تعجب دارد.
عليرغم اينكه در زلزله هاي گذشته بعضي از شهرك ها و مناطق روستايي بطور صددرصد تخريب شده اند، ليكن آمار و اطلاعات مناسبي ا ز آﻧﻬا در دست نيست. حتي زلزله هاي نيم قرن گذشته ايران داراي مجموعه هاي جامع و مناسبي از آمار و اطلاعات مربوط به زلزله ها، مشكلا ت آﻧﻬا و چگونگي آسيب ها و بازسازي آﻧﻬا در دست نمي باشد. حتي زلزله بسيار بزرگ و معروف سال ١٣۶٩ در رودبار - منجيل و زنجان به جز چند گزارش پراکنده توسط مراکز مختلف و تعدادي مقاله داراي مجموعه مبسوطي از اطلاعات نيست و اين در حالي است که درباره زلزله ١٧ ژانويه سال ١٩٩۵ ژاپن در شهر کوبه بيش از دو هزار جلد گزارش و کتاب و هزاران مقاله نوشته شده، بطوريكه کتابخانه مخصوصي براي آن ايجاد گرديده است. پژوهشها در مورد اين زلزله بعد از گذشت يك دهه همچنان ادامه دارد.

*) ويژگيهاي زلزله ها و آثار آﻧﻬا در ايران
تكتونيك فلات ايران گوياي آن است که بخش عمده و تقريباً تمام مناطق آن در معرض وقوع زمين لرزه هاي کوچك و بزرگ هستند. وجود سه رشته کوه زاگرس، البرز و کپه داغ در ﭘﻬنه اين سرزمين مجموعه بسيار بزرگي از گسلهاي پيدا و ﻧﻬان و کوچك و بزرگ را در دامنه کوهها و دشتها بوجود آورده است. بخش قابل توجهي از اين گسلها فعال بوده و زلزله هاي فراواني را از خود بجاي گذارده اند.
بزرگاي زلزله هاي ايران گاهي به مرز 7.5 ريشتر هم رسيده اند ولي اکثر زلزله هاي مخرب گذشته و اخير داراي بزرگاي بين ۶ تا 7.4 ريشتر بوده است. عمق کانوني اين زلزله ها کم يا متوسط و گاهي تا ۵ کيلومتر نيز به سطح زمين نزديك شده است (زلزله آوج در عمق ۵ و زلزله بم در عمق ٨ کيلومتر). اين امر باعث گرديده تا بطور کلي زلزله هاي ايران مناطق نسبتاً محدودتري را با شدت بيشتري به لرزه درآورده و خسارات و تلفات شديد موضعي بر جاي بگذارند. تجربه هاي گذشته نشان مي دهد که مناطق روستايي و شهرهاي کوچكتر بيشتر در معرض زلزله هاي مخرب قرار داشته اند. کم توسعه يافتگي مناطق فوق در مقايسه با مناطق شهري مدرن باعث مي گردد تا خسارات شريان هاي حياتي در مقايسه با تخريب ساختمان ها از اهميت کمتري برخورد ار باشد. مثلاً در شهر کوچكي نظير بم شبكه هاي گاز و فاضلاب وجود نداشته و ساير شريان هاي حياتي نظير آب و برق و مخابرات در محدودة چند کيلومتر مربعي قرار دارند که آسيب هاي وارده در مقايسه با حجم فراوان واحدهاي مسكوني و عمومي تخريب شده، زياد نمي باشد هرچند که بازسازي آﻧﻬا نيز بسيار هزينه و زمان بر مي باشد.
تخريب وسيع خانه ها باعث آوارگي و بي خانماني بخش عظيمي از مردم زلزله زده در ايران گرديده است که اين حجم عظيم آوارگان و بي خانمان ها نيز اثر مضاعفي در مسايل و مشكلات مديريت بحران بعد از زلزله به ويژه اسكان موقت، بازسازي و اسكان دائم خواهد گذارد. علاوه بر اين مشكلات اجتماعي- اقتصادي - فرهنگي و رواني بعدي در بين چنين جامعه بزرگي از زلزله زدگان معضلات بزرگ و ماندگار خاص خود را داشته و دارد که متأسفانه از توجه بسيار کمتري نسبت به ساير امور برخوردار بوده است.

*) فعاليتهاي سازماني در مقابله با زلزله
فعاليت مختلف و پراکنده اي توسط ﻧﻬادهاي مختلف حكومتي، اجرايي، دانشگاهي و پژوهشي در زيرمجموعه مقابله با زلزله صورت مي گيرد. در يك نگاه اجمالي مي توان تقسيم بندي زير را بطور اجمال براي اين ﻧﻬادها ارائه داد:

 وزارت کشور (و زيرمجموعه هاي منطقه اي آن) که بطور عمده به مسائل مختلف مربوط به اطلاع رساني، امداد و بازسازي مي پردازد.

 وزارت مسكن و بنياد مسكن به مسائل مختلف مربوط به سياستها و برنامه هاي شهرسازي و خانه سازي مقاوم مي پردازد.

 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به مسائل بهداشت و درمان بعد از بحران

 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، دانشگاه و مراکز پژوهشي به آموزش و پژوهش در زمينه هاي مختلف زلزله (مشتمل بر مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران و پژوهشگاه بين المللي لرزه شناسي و مهندسي زلزله)

 سازمان هلال احمر که در عمليات امداد و فوريتهاي پزشكي و اسكان موقت فعاليت مي نمايد.

 نيروهاي انتظامي و نظامي در عمليات نجات و امداد و تأمين امنيت

 سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور در تدوين ضوابط و معيارها و برنامه هاي توسعه اي در زمينه مديريت بحران

 شهرداريها در مديريت شهري مسائل بحران زلزله

 ﻧﻬادهاي مردمي و غير دولتي در کمك رساني و امداد داوطلبانه

 وزارتخانه ها و شرکتهاي مرتبط با شريان هاي حياتي جهت مديريت بحران در شبكه ها و تأسيسات شريان هاي حياتي


*) تفکر پايه و قديمي مديريت بحران در ايران
در بين زلزله هاي معاصر در ايران چند زلزله بخاطر تلفات انساني قابل توجه اي که داشته اند از شهرت بيشتري برخوردارند که اولين از اين دسته، شايد زلزله سال ١٣۴١ بوئين زهرا در نزديكي قزوين باشد. اطلاعات عمده اين زلزله ها و راه حلهايي که به طور کلي در سياست هاي بعد از زلزله به عنوان چاره انديشي مطرح بوده است در ذيل خلاصه شده است:

نام زلزله: بوئين زهرا
استان محل وقوع: قزوين
تاريخ وقوع: ١٣۴١
حدود کشته: 12000
چارهانديشي: آيين نامه - مقاوم سازي


نام زلزله: طبس
استان محل وقوع: خراسان
تاريخ وقوع: 1357
حدود کشته: 40000
چارهانديشي: آيين نامه جديد - مقاوم سازي


نام زلزله: منجيل
استان محل وقوع: گيلان
تاريخ وقوع: ١٣۶٩
حدود کشته: ٢۵٠٠٠
چارهانديشي: اصلاح آيين نامه - مقاوم سازي


نام زلزله: بم
استان محل وقوع: کرمان
تاريخ وقوع: ١382
حدود کشته: ٢7٠٠٠
چارهانديشي: مقاوم سازي


ملاحظه مي شود:
الف) حدود هر ١۴ سال يكبار، ايران شاهد زلزله اي با تلفات بسيار قابل توجه بوده است.
ب) تعداد کشته ها در اين زلزله ها به قدري بوده که داراي ارتباط منطقي با تعداد زخمي ها يا وابستگي معني داري با تعداد منازل تخريب شده نمي باشد.
ج) چاره انديشي هاي بعد از زلزله، به طور عمده متوجه به تقويت ساختمانهاي موجود و يا ساخت و سازههاي مقاوم در مقابل زلزله بوده است.
د) اقدامات انجام شده نيز اساساً تهيه يا اصلاح آئين نامه هاي طراحي و بعضاً ساخت و ساز با الگوگيري از ساير کشورها به ويژه امريكا و کانادا و اروپا بوده است.
ه) به هر دليل يا دلايلي متأسفانه چاره هاي انديشيده و اقدامات انجام شده بعد از يك زلزله براي زلزله بعدي آنچنان کارساز نبوده است و بعد از گذشت حدود ۴٢ سال از بوئين زهرا، فاجعه مشابه اي در بم روي مي دهد که بسيار قابل تأمل است.

*) نقاط ضعف عمده در مديريت بحران زلزله در ايران
آنچه که تحت عنوان اهم مشكلات مديريت بحران در کشور ارائه شد، ريشه در نقاط ضعف عمده موجود در اين سيستم دارد مقايسه تجربيات حاصله در ايران و ژاپن نشانگر تفاوت بعضي نگرشها و عملكردهاي اصولي در سيستم هاي مديريت دو کشور مي باشد. البته ژاپن نيز از زلزله سال 1923 در منطقه کانتو (شرق ژاپن) با مرکزيت توکيو که در آن بيش از ١۴٠ هزار نفر در توکيو و اطراف آن کشته شدند به مقوله مديريت بحران زلزله روي آورده و با توجه به رويداد پياپي بحران هاي طبيعي مختلف بويژه زلزله و طوفان در اين کشور، به تجديد نظر و توسعه مستمر سيستم مديريت بحران خود ادامه داده و مخصوصاً در چهار دهه اخير برنامه ريزي و بودجه بندي قابل تو جهي را داشته است. زلزله سال ١٩٩۵ کوبه نقطه عطفي در اين راستا بوده و اين کشور را واداشت تا به يك تجديد نظر اساسي و متحولانه در ضوابط، معيارها، روشها و سيستم ها در مديريت مقابله با زلزله بپردازد. البته اين تغييرات و تحولات جنبه تكميلي داشته و بطور کلي تجربه اين زلزله سيستم مديريت آﻧﻬا در مقابل با بحران هاي طبيعي را مورد تأييد قرار داد، ليكن با درسهاي فراوان خود نقاط ضعف آن ر ا نيز آشكار نمود. ايران نيز تلاشهاي فراواني را در راستاي مقابله هرچه صحيح تر و سريع تر با زلزله انجام داده است. به طور کلي نقاط ضعف مديريت بحران زلزله در ايران را مي توان در موارد ذيل خلاصه نمود:

1- عدم وجود يك سازمان و سيستم مستقل مسؤول بحران
سازماﻧﻬا و ﻧﻬادهاي درگير با امر مقابله با زلزله هميشه از عدم وجود يك هماهنگي مقتدرانه و برنامه ريزي شده رنج برده اند. هيچيك از ﻧﻬادهاي موجود داراي مسؤوليت جامع هدايت و هماهنگي مديريت بحران زلزله در کشور را نداشته و اگر هم داشته بواسطه ساختار نامناسب قادر به انجام آن نبوده است. ستادها و کميته هاي مختلف درگير با زلزله داراي سازمان و سيستم مديريت فراگير در سطح کشوري نبوده و هميشه در محاق يك سازمان و سيستم ديگر به فعاليت پرداخته اند که محور برنامه ها و سياست هاي آن بحران و زلزله نبوده است.
وجود اين نقطه ضعف عمده باعث گرديد تا دولت بعد از زلزله هاي بم و بلده به ضرورت تغيير در سيستم مديريت بحران زلزله پي برده و تلاشهاي جديدي را در سطح هيأت دولت و معاونت رئيس جمهوري آغاز نمايد.

2- کمبود آموزش و اطلاع رساني عمومي مناسب
گرچه معمولاً بعد از وقوع زلزله اي مسؤولين و رسانه ها بحثهاي مختلفي را در رابطه با زلزله و لزوم آمادگي در مقابل آن مطرح مي نمايند. ليكن بطور کلي جامعه از فقر اطلاعاتي زيادي در اين رابطه رنج مي برد. برنامه منسجمي در سطح جامعه و از طرق مختلف جهت ارائه آموزش هاي مربوطه به زلزله در سطوح متفاو ت وجود نداشته و يا اجرا نمي گردد. البته ارائه برنامه هاي آموزشي در مدارس و اجراي مانورهاي زلزله مي تواند بخشي از اين نقيصه مهم را جبران نمايد.

3- عدم ثبت و مديريت اطلاعات بحران هاي گذشته
با توجه به عدم ثبت جامع و دقيق اطلاعات و آمار مربوط به زلزله هاي گذشته و نداشتن تجزيه و تحليل هاي علمي مستمر در مورد آﻧﻬا، درسها و تجربه هاي مدوني براي استفاده در موارد آتي حاصل نمي گردد و اين در حالي است که وقوع يك زلزله، يعني آزمايشي بزرگ که انجام آن بندرت امكان پذير و بسيار هزينه بر و پرخطر مي باشد. بديهي است که بايستي از چنين آزمايشات بزرگي اطلاعات و ارقام بسيار جامع و دقيقي جهت اخذ نتايج مناسب براي آينده تهيه و تدوين گردد. مديريت بحران کشور از نبود يا کمبود شديد چنين اطلاعاتي رنج ميبرد.

4- عدم رعايت ضوابط و معيارها
آسيب هاي فراوان سازه هاي مختلف در زلزله هاي ايران، حاکي از آن است که سازه هاي مربوطه بطور اصولي ساخته يا بهره برداري نشده اند. عدم رعايت ضوابط و معيارهاي فني و غيرفني در هر يك از مراحل پروژه اعم از مطالعات، محاسبات، طراحي، ساخت، اجرا، بهره برداري و تعمير نگهداري مي تواند عامل آسيب پذيري در مقابل زلزله باشد. تجربه هاي جهاني زلزله نشان مي دهد سازه هايي که بر پايه ضوابط و معيارهاي ضد لرزه اي طرح، اجرا و بهره برداري شده اند رفتار قابل قبول و کم آسيبي داشته اند. استمرار بي توجهي به معيارها باعث گسترش آسيب پذيري در زمينه هاي مختلف گرديده و مديريت بحران را بيش از پيش مشكل تر مي نمايد. به همين دليل مشكلات و معضلات مقابله با زلزله در بستر زمان نيازمند هزينه، زمان، تجهيزات و نيروي انساني بيشتري خواهد بود.

5- سرمايه گذاري ناچيز کشور در مديريت بحران زلزله
گرچه کشور ما هر ساله مبالغ زيادي صرف جبران خسارات بلاياي طبيعي از جمله زلزله مي کند، ليكن سرمايه گذاري لازم را در مديريت مقابله با بحران هاي طبيعي ننموده است. اين يك واقعيت است که کليه پروژه هاي مطالعاتي و طراحي تا به مرحلة اجرا درنيايد عملاً نقشي در کاهش آسيب ها و خسارات و تلفات ناشي از آﻧﻬا ندارد. تجربه کشورهايي نظير ژاپن و امريكا نشان مي دهد که با توجه به شرايط زمان بحران، استفاده از تجهيزات پيشرفته و فن آوريهاي سطح بالا، ضرورتي اجتناب ناپذير است. لذا علاوه بر لزوم سرمايه گذاري در فرهنگ سازي، آموزش، پژوهش و مديريت، تهيه و استقرار وسايل و تجهيزات پيشرفته مقابله با بحران نيز ضروري است. براي مقايسه اجمالي در سرمايه گذاريها، از شرکت گاز اوزاکا که همكار شرکت ملي گاز ايران و شرکت گاز تهران بزرگ در مديريت مقابله با زلزله در سيستم گازرساني تهران مي باشد بعنوان مثال ياد شده و متذکر مي گردد که اين شرکت در حوزه خدمات رساني خود که تنها حدود ۵ هزار کيلومترمربع مي باشد از بيش از ٣٢۴٠ لرزه سنج و شتاب مگار مدرن استفاده مي نمايد. در حالي که کل شتاب نگارها و لرزه سنج هاي ايران به نصف اين عدد هم نمي رسد. اين شرکت بعد از زلزله کوبه در يك برنامه ۵ ساله بيش از هزار ميليارد تومان صرف ايمني و مديريت بحران زلزله در شرکت خود نموده است . از اين قياس کوچك مي توان به ميزان سرمايه گذاري لازم براي مقابله با زلزله در کشور ما که بيش از نيمي از آن در معرض زلزله هاي مخرب مي باشد پي برد.

*) پيشنهاداتي جهت بازنگري اساسي در مديريت بحران زلزله در ايران
تصميمات جديد مسؤولين کشور جهت بررسي وضعيت موجود توان کشور در مقابل با زلزله و ساماندهي آن بعد از زلزله هاي بم و بلده و استفاده از تجربيات کشور ژاپن در اين زمينه، مي تواند آغاز جهت گيري صحيحي براي مديريت بحران زلزله کشور در آينده باشد. تلفيق دو حرکت فوق مي تواند به شفاف تر شدن وضعيت موجود، نقطه مطلوب و مسير مناسب حرکت از موجود به مطلوب باشد. مؤلف بر اين عقيده است که ايران نياز به يك بازنگري اساسي در تفكر و روش خود در مقابله با زلزله داشته و در همين رابطه پيشنهادات زير را بعنوان مهم ترين نكات جهت اين بازنگري ارائه نموده است:

- ايجاد سازمان مديريت بحران هاي طبيعي کشور
- ايجاد مرکز مديريت اطلاعات بحران هاي طبيعي
- ضرورت برتري نگرش مديريتي بر نگرش مهندسي در مقابل زلزله
- ضرورت تفكيك اولويت ها در مقابله با ضرورت با زلزله
- آموزش عمومي و اطلاع رساني
- فرهنگ سازي و پرورش نيروي انساني (اساسي ترين اولويت)

*) نتيجه گيري
در اين مقاله پس از طرح اهميت خطر زلزله در ايران، ضمن اشاره به مشكلات اساسي کشور به نقاط ضعف عمده مديريت بحران زلزله در ايران پرداخته شد و در انتها چند پيشنهاد براي رفع بخش عمد ه اي از اين نقاط ضعف ارائه گرديده است. اهم نتايج اين مقاله بطور خلاصه عبارتند از:
1- جدي بودن خطر زلزله در سراسر ايران و احتمال ادامه تلفات و خسارات بسيار سنگين ناشي از زلزله
٢- مشكلات متعدد در مقابله با زلزله در ايران به دليل وجود نقاط عمده ضعف در نگرش و روش هاي مديريت بحران زلزله
3- ضرورت بازنگري اساسي در مديريت بحران زلزله کشور با استفاده از تجارب کشورهاي موفقي چون ژاپن
4- ضرورت ايجاد سازمان مديريت بحران هاي طبيعي کشور، مرکز مديريت اطلاعات و هشدار زلزله، تفكيك اولويت هاي مقابله و گسترش آموزش هاي عمومي از جمله پيشنهادهاي مهم در اين بازنگري عنوان شده اند.
5- فرهنگ سازي و پرورش نيروي انساني به عنوان سنگ بناي مديريت جامع بحران کشور و اساسي ترين اولويت قلمداد شده است.
منبع :
فن آوری های مدیریت بحران
حامیان سایت
سازمان نوسازي شهر تهران
بنياد مسکن انقلاب اسلامي
سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران
ايدمان
صفحه اول | درباره | تماس | نقشه سايت | ورود